هر سال ماه روز ساعت و ثانیه ایی از زمان میگذرد مصیبتی بر مصائب بشر افزوده میگردد و آن نیست مگر فاصله انسان با خالق خود به سبب دوری از رسولان حق و آنگاه که بازار شیادان باز میشود شیادان خود در لباس رنگین گدایی میکنند و قشری هم درلباس فقر و این مصیبت مرتفع نمیگردد الا با شناخت شیادان و شناخت صالحان و . . . از تمام عزیزان الی الخصوص وبلاگ نویسان بزرگوار که برای مصائب بشریت دل میسوزانند دعوت میکنم در این وادی دست به قلم شده تا ما و همگان از آن بهره مند گردیم حقیر هم کما فی السابق قدر دان و مدیون عزیزانم ( عزیزانی که در این زمینه مطالبی ارسال نمایند به نام خود و وبشان درج خواهد شد )
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 13:38  توسط بنده خدا
|
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 15:56  توسط بنده خدا
|
این گدا را میشناسین شهرام گدا یا (شهرام همایون) همون که کتاب هایی که نویسنده هاشون مرده اند (طبع شهرام گدا لاشخوریه )را منتشر میکنه و میفروشه و با وقاحت تمام جلو چشم همه میگه هر که این کتاب نداشته باشه
(اونم از ما نه قدیمیش ) ایرانی نیست بچه باباش نیست . والا بخدا گدا اینهمه بی حیا . بشقاب میاره با اون کچله شکم گنده مسخره میفروشه میگه این کاسه بشقاب نماد تاریخ ایرانه هرکه نخره ایرانی نیست . البته نیاز نیست من زیاد توضیح بدم از این گدای شارلاتان این مطالب را که خوندید یا شبکه مسخره اش را بگیرید سیر از خودش و اون چاق کچله و بقیه شون بخندید یا کلمه
شهرام گدا را تو اینتر نت سرچ کنید و ببینید .تف به حیای نداشته و صورت کریه اینجور آدمایی که با توهین به یک ملت گدایی میکنن . این یکی همین شهرام گدا از نوع حاد
( گدای سامرا ) هست .
+ نوشته شده در شنبه نهم مرداد 1389ساعت 20:12  توسط بنده خدا
|
ورودی جدید وبلاگ
www.beggare.dde.ir
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 21:15  توسط بنده خدا
|
گفتیم گدایی سبک هایی داره یه سبک دیگش توسط کانالهایی ماهواره ایی صورت میگیره اونم به کثیف ترین نوع . گدای سر خیابونا فوقش ضرر مالی داره نه اینکه غیرتت بدزدن . کانال گدایی فارسی وان یکی از این گداها بود برای فروش برنج ویکتوریا یا فلان کالا فیلم های چرند خودش را که بالاترین آموزشش روشهایی راحت بودن با نره خرهایی که با خانوم ( در واقع خانومک) و دختر و خواهرت به اصطلاح دوستن را کلاس میداد و همچنین آموزش بی تفاوتی خانوما به هرزه زنک هایی که با مردشون ارتباط دارن . اما گلایه ما اینجاست اون فارسی وان که فعلا به درک واصل شده اما کانال GEM TV چرا ؟ این فحشاخانه تصویری چرا برپا است؟ نه اینکه ستاره اسرائیلیش بزرگتر از همه کانال هایی هست که آن ستاره نحس را یدک میکشن نه اینکه هر ۱۰ دقیقه یکبار نمایشش میدن ؟ نه اینکه از کارتون دوست پسری دوست دختری گرفته تا فیلمهای کثیفش که هیچ تفاوتی با اون فارسی وان که نداره هیچ ازش بیشتر هم هست باید راحت پخش بشه و با هر جنایتی مردم را به کالاهایی تبلیغی خودش بکشه اصلا چرا کالاهایی در ایران با شماره تماسهایی در ایران داره تبلیغ میکنه . گدایی گدایی اونم با دزدی . بابا جمع کنید بساط GEM TV را
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 10:42  توسط بنده خدا
|
میلاد عزیز عالم محبت را پیشاپیش به تمام محبین شرف و انسانیت
تبریک میگویم به امید روئیت جمال نورانیش که محبت را در عالم
منتشرخواهدکرد
+ نوشته شده در شنبه دوم مرداد 1389ساعت 19:21  توسط بنده خدا
|
۱- گدا از مسؤولیتهای اجتماعی معاف است
۲- گدا به خاطر نیازمندی مورد تفریع و سرزنش قرار نمی گیرد
۳- چنین شخصیتی انتظار دارد که دیگران به او کمک کنند
۴- در تولید اجتماعی مشارکت نداشته از دسترنج دیگران زندگی می گذراند
آیا شما هم به این قشر امتیاز میدهید یا یکی از این امتیازات را یرای آنها قائلید ؟
+ نوشته شده در جمعه یکم مرداد 1389ساعت 17:24  توسط بنده خدا
|
این تجارت فقط در شهر بمبئی كه از مراكز بازرگانی هند است بیش از ۲ میلیارد روپیه یعنی ۵۰ میلیون دلار در سال گردش مالی دارد. در دهلی این تجارت یا صنعت بیش از ۵/۱ میلیارد روپیه گردش مالی دارد و بیش از ۵۰ هزار نفر در آن مشغول به كارند.
اكثر تكدی گران هندی را ۲۰۰ میلیون نفری تشكیل می دهند كه در این كشور زیر خط فقر به سر می برند و با رقمی كمتر از یك دلار در روز روزگار می گذرانند. به یمن افزایش رشد اقتصادی در كشور هند در دو دهه گذشته بیش از ۲۰۰ میلیون نفر در این كشور از خط فقر عبور كرده و به شرایط مساعدتری دست یافته اند. اما همچنان تعداد زیادی از مردم هند در فقر به سر می برند. بازدیدكنندگان از كشور هند بعد از بازگشت به كشورشان آنچه بیش از هر چیز دیگر در ذهن دارند و با خود به یادگار از هند می آورند تصاویر گدایان هندی است كه كنار شیشه اتومبیل ها و كنار پیاده روها مشغول كار هستند. تعداد این گدایان در مناطق توریستی بیشتر از نقاط دیگر هند است. روی تاریك این تجارت پررونق در هند، سوء استفاده از كودكان و مجبور كردن افراد معلول به گدایی است.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 17:22  توسط بنده خدا
|
دو گدا تو يه خيابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. يکيشون يه صليب گذاشته بود جلوش، اون يکي يه ستاره داوود. مردم زيادي که از اونجا رد ميشدن به هر دو نگاه ميکردن ولي فقط تو کلاه اوني که پشت صليب نشسته بود پول مينداختن.
يه کشيش که از اونجا رد ميشد مدتي ايستاد و ديد که مردم فقط به گدايي که پشت صليبه پول ميدن و هيچ کس به گداي پشت ستاره داوود چيزي نميده. رفت جلو و گفت: رفيق بيچاره من، متوجه نيستي؟ اينجا يه کشور کاتوليکه، تازه مرکز مذهب کاتوليک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتي جلوت پول نميدن، به خصوص که درست نشستي بغل دست يه گداي ديگه که صليب داره جلوش. در واقع از روي لجبازي هم که باشه مردم به اون يکي پول ميدن نه به تو.
گداي پشت ستاره داوود بعد از شنيدن حرفهاي کشيش رو کرد به گداي پشت صليب و گفت: هي "موشه" نگاه کن کي اومده به برادران گلدشتين بازاريابي ياد بده؟
( گلدشتين يه اسم فاميل معروف يهوديه)
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 16:55  توسط بنده خدا
|
۱/ مسافرم و پول برگشتم ندارم
۲/ نسخه پزشک دارم و پول ندارم بدم
۳/ دزد بهم زده و پول کرایه ماشین ندارم
۴/ یتیم دارم
۵/ درویشم و برای فقرا پول جمع می کنم
۶/ تو رو خدا اگه پول نبرم خونه بابام رام نمی ده
۷/ چند روزیه که هیچی نخوردم
۸/ یه آدم ناقصی می یاد جلو
۹/ یکی با دفتر مشق نشسته و یه سفره واسه پول جلوشه
راستی فکرش کرده اید با چند کلمه ناقابل مثل کلمات بالا و امثالهم و به زبان آوردنشون پله میلیونر شدنش بوده براستی چرا میشنویم و فکر نمیکنیم ؟ میبینیم و فکر نمیکنیم ؟ چرا و چرا باید بشر اینچنین باشد هر روز بدتر از دیروز چرا چرا چرا ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 16:43  توسط بنده خدا
|
از تمامی عزیزان وبلاگ نویس دعوت میکنم هر کس به نوبت خود اقدام خبیثانه و کثیف بمب گذاری در شهر زاهدان و به خاک و خون کشیدن هموطنان عزیزمان را در وبلاگ خود محکوم نماییم بنده هم به نوبت خودم این فاجعه دلخراش را به بازماندگان آن سفر کردگان تسلیت میگویم
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 22:45  توسط بنده خدا
|
به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir)، روزنامه هافینگتون پست نوشت: سایت اینترنتی مستقر در شهر دنور در ایالت کلورادو در آمریکا موسوم به "از تحصیلات من حمایت کنید" ایجاد شده که به دانشجویان امریکایی که بدهکاری های زیادی در رابطه با شهریه و سایر هزینه های تحصیلی دارند یا وام هایی گرفته که توانایی بازپرداخت آن را ندارند، این اجازه را می دهد که شرایط خود را همراه با تصاویری از خود، در این سایت بارگذاری کنند و بدین ترتیب، از اشخاص خیر یا سازمان های خیریه برای پرداخت شهریه یا امثال آن کمک مالی بخواهند.
تأسیس کننده این سایت اینترنتی گفت، در شرایط کنونی، گرفتن کمک های مالی از شرکت ها و کمپانی های آمریکایی برای دانشجویان محتاج، دشوار است، زیرا بحرانِ رکودِ اقتصادی، این شرکت ها را تحت فشار مالی قرار داده است.
این منبع افزود: خدمات این سایت برای دانشجویان رایگان است، اما از آنجایی که این سایت، تازه تأسیس شده، میزان مؤثر بودن آن در کمک رسانی به دانشجویان، هنوز به خوبی مشخص نیست.
البته برخی دانشجویانِ بدهکار که از کاربران این سایت شده اند، از موفقیت نسبی شان پس از ثبت نام در این سایت خبر داده اند. به عنوان مثال، هتر کولمان، یکی از دانشجویان محتاجی است که گفت: من قبل از ثبت نام در این سایت اینترنتی، بالغ بر هیجده هزار دلار بدهی داشتم، اما اکنون موفق شده ام، حدود هشت هزار دلار اعانه مالی از خیرهایی که با این سایت مرتبط اند جمع آوری کرده و تقریباً نیمی از بدهی های خود را بازپرداخت کنم
( عجب دنیایی شده دنیامون )
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 16:16  توسط بنده خدا
|
اینم یه گدا دیگر توی پارس بلاگ http://poolyabirani.parsiblog.com
اطلاعیه گدای پارس بلاگ
بنام خدا
اصلا انگار نه انگار که کسي اينجا حرفي زده يا چيزي گفته ؟!!انگار اينجا بيمارستانه و علامت سکوت !!! به درو ديوارش زدن !
انگار نه انگار که يک آدم ..يک هموطن ..يک ايراني ...يک موجود دوپا اينجا داره هنجرشو پاره ميکنه !!
اصلا انگار کسي صداي کمک خواستن آدميزادو نميشنوه !!
اصلا اينجا گرد بي مهري پاشيدن ، هر کي يک سره سوزن هم حس و عاطفه اي داره ، وقتي پاش به اينجا ميرسه از همه چي يادش ميره !!
فکر ميکنم فقط يک نگاه سطحي ميندازين که مبادا يک داستان سکسي يا چهار تا عکس سکسي اينجا باشه و از چشمتون مخفي بمونه !!!
اگر هم نبود که سرس علامت ضربدر بالاي صفحه و خداحافظ !!!
نکنه بي ملاحظه گي کنين و خداي ناکرده چهار خط بخونين و بفهمين که اينجا يک نفر به کمکتون نياز داره !!! نه !! اصلا به خودتون زحمت ندين .
اصلا هم قرار نيست در آينده شما به کمک کسي نياز پيدا کنين ...
اصلا حال نوشتن ندارم .فقط خواستم چيزي بگم ...
اگر هم خواستين شماره حسابو دوباره ميگم :0200031131007 حساب سيبا ملي
دلتون خواست ،خواسته .اگر هم نخواست ، نخواسته !
فعلا...
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 15:52  توسط بنده خدا
|
یک هشدار به عزیزانم اینکه جدیدا گدایی اینترنتی در ایران ما هم مد شده یک نمونه را براتون میذارم
این آدرس وبلاگشه http://www.gedaye-interneti.blogfa.com جالبه تو همین بلاگفا گدایی میکنه
اینم اطلاعیه گدای مذکور
سلام
آیا تا بحال از اینکه گداها زنگ در خانه تان را وقت و بی وقت می زنند و شما را از خواب بیدار می کنند خسته نشده اید؟
یا توی خیابان جلوی شما را می گیرند و التماس می کنند و روی اعصابتان راه می روند؟
حالا ببینید من چه گدای باکلاسی هستم شماره حسابم را می دهم برایم پول بریزید بعد بروید همه جا پز بدهید که ما حتی گداهایمان هم با کلاس هستند و با اینترنت گدایی می کنند
جان ما گدا بازی درنیارید حتما یه پولی بریزید آخه من گدایم نه شماها
پس هر وقت رفتید بانک یاد من هم باشید.اصلا شماره حساب منو همیشه توی جیبتون یا روی مبایلتون داشته باشید.
اینم شماره حسابم:
6037691080751944
مشهد-بانک صادرات-شعبه گلشهر
ممنون
هم اکنون منتظر یاری سبزتان هستم
اینم گدایی و مفت خوری و سرکیسه گری از نو اینترنتیش
یه سر بزنید به وبلاگ این گدا خالی از لطف نیست
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 15:35  توسط بنده خدا
|
خبرگزاری مهر: معاون سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهر تهران گفت : شهرداری بر حسب وظیفه متکدیان را از سطح شهر جمع آوری کرده و در مرکز خاوران نگهداری می کند تا پس از تکمیل پرونده و دستور ضابطان قضائی به سازمانهای ذیصلاح تحویل داده شوند در حالی که نمایندگان قوه قضائیه پس از شنیدن اظهارات متکدیان اعلام می کنند این اشخاص متکدی نبوده و فال فروش هستند و بر اساس قانون دستفروشی به آنها اخطار داده و آزاد می شوند. صادق اوالی گفت : در میان متکدیان تهران افرادی با مدارک تحصیلی بالای کارشناسی هم پیدا می شود
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 15:18  توسط بنده خدا
|
تعبیر خواب گدایی کردن
اگر در خوابتان، از کسی گدایی کنید، یعنی در مورد چیز یا کسی که در زندگی واقعی، خواهانشهستید، احساس نگرانی میکنید. یعنی نگرانید که مبادا نتوانید به خواستهتان برسید. اگر شخصی درخوابتان از شما گدایی کند، یعنی لازم است دقیقتر به سخنان دوستان گوش فرا دهید، چرا که آنهانیازمند حمایت عاطفی احساسی بیشتری از سوی شما هستند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 23:26  توسط بنده خدا
|
امروزه تا دلتان بخواهید بازار گرم مرید و مراد تراشی تحت عنوان ماورا طبیعه قدرت های روحی را به چشم عیان مبینیم آیا میدانید منشا تمام این به اصطلاح عرفانها مرتاض های هند میباشند مکتبی که سرتاسر مسخره مضحک و ضد انسانی است خواندن گوشه ای از آئین مرتاض شدن خالی از لطف نیست این دزدان طریق معنویت
چگونه یک مرتاض شویم؟
مرتاض دارای صفاتی می شود که جینا آن را صفات مردان مینامد آنها در رفتار خود جدی هستند مهربان و خوش خلق هستند عاقل و متواضع هستندو در گفتار خود همواره مواظب سپاسگذار و حمد گوی و نیکو کارند از گناه دوری میکنند و به رسوم قدیم احترام میگذارند.
در ابتدا تمام دارایی های خود را به خانواده و اطرافیان می بخشد سر خود را می تراشد و لباس مرتاضان را به تن میکند لباس مرتاضان دو تکه در پایین و سه تکه در بالاست و رنگ ان به فرقه انتخابی وابسته است تمام دارایی یک مرتاض لباس تنش به اضافه چند تکه پارچه برای دور کردن حشرات و چند کاسه چوبی برای گدایی غذا و جارویی برای کنار زدن حشرات از مسیر حرکت در واقع او اکنون یک آسمان جل واقعی شده
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 12:52  توسط بنده خدا
|
با وجود فقر و و تهیدستی در دوران قدیم ایران، گدایی عملي ناروا بود و مردم بنا به وظيفه ديني شان داوطلبانه به مستحقان و درويشان كمك مي كردند.
گدايي ممنوع! اين قانوني است كه در دوران باستان وضع شده بود. اما اين قانون به آن معنا نبود كه فقر و عسرت در آن زمان وجود نداشت. در دوران باستان كساني كه به تنگدستي دچار مي شدند تحت سرپرستی فرد نزديكي از خانواده خود در مي آمدند زیرا «زرتشت» از خيرات و كمك كردن به مستمندان به عنوان عملي نيكو ياد کرده بود.
در«ارداويرافنامه»، معراج نامه کیش زرتشتی درباره كساني كه به مستمندان ياري نمي رساندند، آمده است: «در دوزخ مردي ديدم كه با يك پا در تاريكي آويزان بود. در دست داسي آهني داشت و بازوهاي خود را مي بريد و ميخي آهني در چشم او زده بودند. پرسيدم اين روان كيست؟ گفتند: اين كسي است كه به شكايت فقرا گوش نكرده است.
در فصل 89 همين كتاب آمده است كه افرادي كه خوراك و پوشاك خود را از مستمندان دريغ كنند، در دوزخ، در گرسنگي و تشنگي و گرما و سرما مي مانند و جانوران موذي از پشت، اندام او را مي جوند. در دوران باستان با وجود فقر و تنگدستي، گدايي عملي نكوهيده بود و مردم بنا به وظيفه ديني شان و داوطلبانه به مستحقان و درويشان كمك مي كردند.
در دوران باستان خانه هاي مردم فقیر از خشت هاي نامرغوب تشکیل شده و نسبت به خانه هاي ثروتمندان كوچكتر بود و در حاشيه قرار داشت. اين خانه ها نسبت به خانه هاي متمولان ستون هاي كمتري داشت، نمای خانه هم فقط مخصوص خانه هاي متمولان بود.
«جابر عناصري»، اسطوره شناس مي گويد: «از زماني كه انسان ميل به جمع كردن مال داشته، فقر و فقير هم وجود داشته است. اين يك اصل است كه هنوز هم تكرار مي شود و اهورامزدا هم در این ارتباط گفته است : آن زمان كه خشكسالي و دروغ در مملكتي باشد، فقر هم هست.»
در ايران باستان كفن و دفن مردگان فقير هم متفاوت بوده است. متمولان مي توانستند هنگامي كه مي ميرند، تابوت شخصي داشته باشند. اين تابوت ها که سفارشي بودند از گل و سرپوشي از تخته درست می شدند. شكل تابوت هاي تجملي ايراني ها در قسمت پا مثلثي و در قسمت سر به صورت دايره بود. اما شيوه تدفين طبقات پايين جامعه ساده بوده است و مرده را در كفن ساده مي پيچيدند و خاك مي كردند.
در کتاب از زبان داریوش آمده است:« همان طور كه تدفين مردگان فقير شيوه اي خاص داشت، زندگان فقرا هم غذاهاي خاص خود را داشته و با شيوه اي متفاوت تغذيه مي شدند. كارگران و فقرا مجبور بودند روي زميني كوچك سبزي و ميوه بكارند تا از همان جا تغذيه كنند. با اينكه خانواده ایرانی هر روز گوشت و كباب مي خورد خانواده فقرا امكان داشت در سال تنها يك بار گوشت بخورد.»
فقر در دوران باستان بيشتر پنهان بود و در طبقات اجتماعي نمودار مي شد. «كور – تش» پايين ترين طبقه اجتماعي ای بود كه افراد این طبقه به عنوان برده شناخته مي شدند. به روايت كترياس، مورخ يوناني، در ماد قانوني وجود داشت كه مرد مستمند مي توانست، وجود خود را به آدم متمولي كه تعذيه وي را تعهد كند، نثار كند. وي وضع بردگان را پيدا مي كرد، با اين تفاوت كه اگر از وضع خوراك و تغذيه خود راضي نبود مي توانست ارباب خود را ترك كند.
«كتايون مزداپور» اسطوره شناس، كه اظهار مي كند اطلاعي از اين معضل اجتماعي در دوران باستان ندارد و پرداختن به مساله فقر در دنياي امروز را مهم تر می داند، معتقد است: «تاريخ، تاريخ شاهان است و هر چه به گذشته دورتر نظر مي كنيم رنگ مردم را در تاريخ كمرنگ تر مي بينيم، در دوران باستان هم فقير وجود داشت و هم فقر و تنها علت اينكه سندي در اين زمينه پيدا نشده بي توجهي به اقشار پايين جامعه بوده است.»
«رهبر»، باستان شناس معروف هم مي گويد: «فقر حتي در معماري ما هم بررسي نشده است. با تمام پژوهش هايي كه روي كاخ ها، گورها و تپه هاي باستاني انجام مي شود هنوز باستان شناسان ايراني به پديده هاي اجتماعي آن زمان اتکا و استناد نمي كنند.»
دكتر «وثوقي» مورخ و «حسن فاضل» استاد دانشگاه و باستان شناس افرادي بودند كه بررسی فقر در ایران باستان را پديده اي مدرن دانسته و آن را از تاريخ جدا مي دانند. .
«داريوش رحمانيان» استاد تاريخ دانشگاه تبريز، مي گويد: « «مظلوم نمايي» يكي از روش هايي است كه هنوز هم مورد استفاده گدایان است. علاوه بر آن «مقدس مآبي» و «افليج نمایی» خود نیز از سایر روش ها و فنون گدايي است.»
رحمانيان يكي از حكايات قديمي درباره گدایی را چنين روايت مي كند: پيرزن و پيرمردي در شهرنيشابور گدايي مي كردند. زن، طلا و جواهر قيمتي داشت ولی هردو ظاهري بدبخت داشتند. روزي در چهار سوق نيشابور كه سرگذر و خیلی شلوغ بود پيرزن شروع به داد و فرياد کرد كه وای مردم، همه چيزم را بردند. مردم جمع شدند و از پيرزن سئوال هايي كردند. پيرزن گفت كه اهل همدان است و در مرو شوهر كرده حال كه در حال گذر از نیشابور بوده، تمام پولش را دزديده اند. در اين ميان شوهر پيرزن در سوی ديگر بازار، بانگ بر مي دارد كه من مرد فقير و بي چيزي هستم اما سخن اين زن مرا تحت تاثير قرار داد و من هر چه پول دارم به این پيرزن مي بخشم. همه از سخن پيرمرد شرمنده شده و پول هایشان را به پيرزن می دهند!!
__________________
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 12:11  توسط بنده خدا
|
گدايي اينترنتي، درخواست پول، غذا و مسکن به صورت اينترنتي و آنلاين از افراد است. يکي از فوايد آشکار اين نوع گدايي آن است که گدا کاملا گمنام ميماند و شرم و حيايي نداشته و لزومي ندارد در اماکن عمومي ظاهر شده و به اين کار اقدام کند. تاريخچه اين کار به همان روزهاي آغاز کار اينترنت برميگردد.
با متداول شدن وبسايتهاي شخصي، بعضي افراد شروع به درخواست کمک براي رفع نيازهاي فردي خود کردند و در اين کار از تصاوير و امکاناتي که در اينترنت موجود است استفاده کردند.
از سال 2002 ميلادي به بعد، گدايي اينترنتي با رسوايي و بدنامي شديد مورد نکوهش عمومي قرار گرفت و اين زماني بود که فردي به نام کارين بوسناک سايتي را طراحي کرد و در آن از مردم درخواست کمک مالي کرد تا بدهي کارت اعتبارياش را پرداخت کند. او بعد از مدتي رسوا شد اما متاسفانه پس از او، بسياري از گدايان اينترنتي از روش او استفاده کردند.
در سال 2009 ميلادي در آمريکا نسبت به اين نوع گدايي آگاهيهاي لازم به افراد داده شد. معمولا گدايان اينترنتي تحت عنوان کمک براي درمان بيماري، خريد ماشين، حل مشکل بيخانماني اقدام ميکنند و سعي ميکنند مخاطبان را عميقا تحت تاثير قرار دهند. معمولا هم وبسايتهاي گدايان اينترنتي چندان در طولانيمدت دوام نياورده و بعد از مدتي کاملا حذف ميشوند.
متعاقبا بعضي کشورها سعي دارند قوانيني وضع کنند تا گدايي اينترنتي محدود شده و يا حتي ممنوع اعلام شود. در مکزيک قانوني در نظر گرفته شده که گدايان اينترنتي بايد خودشان را کامل معرفي کرده و دليل درخواستهاي خود را مطرح کنند.
ضمنا اگر افرادي از اين طريق پول به جيب بزنند بايد ماليات بدهند که طبق قوانين محلي، ايالتي و ملي تعيين ميشود.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 14:25  توسط بنده خدا
|
سامره یا سامرا از بلاد شمالی کشور عراق و به فاصله یک و صدوبیست کیلومتری شهر بغداد و در کنار شط دجله واقع شده است . نام اصلی آن به روایتی سرمن رای بود یعنی هرکس آن را ببیند مسرور می شود که اکنون براثر کثرت استعمال سامرا شده است .
بعضی از مورخین آن را سام راه یعنی راه سام می دانند ولی علت تسمیه آن به این شرح است :
« به عهد ملوک عجم جزیه بنی اسراییلیان ستدندی آن جایگاه هرسالی ، و به حال عمارت بود ، و ساو به عبارت و لفظ پهلوی آن است که تقریری برکسی نهند که چندینی بدهد چون جزیت و جزیت گزیت است معرب کرده ، و مره عدد باشد به پارسی . پس سامره خواندنی یعنی به عدد سرها جزیت ستانند ، ساومره .»
اما گدای سامره : غالب سکنه فعلی سامره از پیروان اهل سنت و جماعت هستند و حتی به طوری که نگارنده شخصاً از افراد مطلع و موجد کسب اطلاع کرد خادمان و زیارتنامه خوانهای حرم مطهر عسکریین نیز علی اکثر سنی هستند .
این خادمان که غالباً گردنهای کلفت و چشمان دریده و شکمهای برآمده دارند به محض آنکه زائری داخل صحن شود او را چون نگین انگشتر در میان می گیرند و هریک به نحوی اصرارمی ورزد که آداب دخول و زیارت را برای او انجام دهد . اگر زائر بیچاره سواد نداشته باشد عرصه را چنان براو تنگ می کنند که فریادش به آسمان می رسد ولی کسی نیست که به دادش برسد زیرا همه متحد هستند و حتی پلیس هم کمتر جرات مداخله می کند .
چنانچه زائر باسواد باشد و به آنها بگوید که خود می تواند آداب و تشریفات مذهبی را انجام دهد به هیچ وجه زیربار نرفته وقاحت و سماجت را به حد اعلی می رسانند . خلاصه تاچیزی نگیرند دست برنمی دارند و چنانچه زائری در مقابل آنها مقاومت نماید از دشنام و ناسزا و حتی تهمت و افترا نیز دریغ نمی ورزند .
عجیبتر آنکه گدایان واقعی درسامره زیاد هستند ولی آن بیچارگان جرات نمیکنند که با وجود این گداصفتان ثروتمند که هرکدام چندخانه و مسافرخانه دارند روی نشان دهند و از زائران پاکدل درهم و دیناری برای اعاشه و ارتزاق عایله خویش بستانند
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 14:15  توسط بنده خدا
|